سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
441
المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)
الى آخر الحديث . البته در [ سلمة بن كهيل ] ضعف بوده و بدين ترتيب روايت از درجه اعتبار ساقط مىشود و نمىتوان جهت دخول عمود در عاقله به آن تمسّك جست . اگر گفته شود : پس از عاقله دانستن افراد ديگر از قبيل اخوه و اعمام بطريق اولى آباء و اولاد عاقله مىباشند . در جواب مىگوئيم : اولويت در اينجا ممنوع است زيرا اساسا عقل و تحمل ديه نسبت به غير جانى حكمى است كه بر خلاف اصل مىباشد لاجرم تا آنكه كه دليل معتبر بر عاقله بودن افراد در دست هست به آن بايد ملتزم شد و در ماسواى آنها به ادلّه استحسانى و وجوه تبرعى نميتوان استدلال كرد فلذا مشهور بين ارباب فتوى اين است كه عمودان در عاقله داخل نيستند و مدركشان اصالة البرائة در حق ايشان مىباشد و شاهد آن روايتى است كه به اين مضمون نقل شده : پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ديه زنى را كه زن ديگرى را كشته بود بر عاقله قاتل واجب فرموده و شوهر و فرزند قاتل را از پرداخت آن معاف داشتند . پس معلوم مىشود كه فرزند از جمله عاقله نيست و الّا حضرت ايشان را نيز مأمور به پرداخت آن قرار مىدادند . قوله : لانهم اخص القوم : يعنى اعرف القوم . قوله : و لرواية سلمة بن كهيل عن على عليه الصّلوة و السّلام : اين